على بن محمد العلوى العمري
97
المجدي في أنساب الطالبين
كند خود نيز در اين هيجان وتلواسه ( 1 ) با من شريك شد شب كه پدرم آمد هنوز لباس بيرون را با لباس خانه عوض نكرده از أو پرسيدم كه " آقا ، اين عمرى كيست وتوى اين كتاب چكار مى كند ؟ " مرحوم پدرم خنده بلندى كرد ومادرم را هم كه در خانه أو را بنابر رسم متبع خراسان كه همواره مرد خانه همسر خود را بنام اولين پسر خودشان مخاطب قرار مىدادند صدا زد كه احمد توهم بيا ، وآن وقت براي ما توضيح داد كه اين " عمرى " كيست وچرا نسبت اين بزرگوار عمرى است . وضمن آنكه خيال ما را آسوده كرد وبه ما آرامش بخشيد ما هر دو را ملامت كرد كه چرا كتاب " منتهى الآمال " را درست ومرتب نخوانده أيم والا طبعا مىبايست مىفهميديم كه اين سيد شريف جليل القدر يعنى أبو الحسن عمرى صاحب المجدي رحمة الله عليه از فرزندان جناب عمر اطرف پسر حضرت أمير عليه السلام است . از آن پس هر وقت در حين مطالعه كتب انساب وتواريخ بنام عزيز ، شريف عمرى مىرسم في الفور همان روز وشب وهمان صحبتها در نظرم مجسم مىشود وبه خاطرم مىآيد . اين بود شرح آشنائى أولية اين حقير با كتاب مستطاب المجدي ومؤلف عاليقدر آن . در أواخر سال 1365 كه براي معالجه قلب وعمل جراحى چشمم به أمريكا آمدم ، پس از انجام عمل چشم راست لازم شد يك سال در تحت نظر همان كحالى كه چشم را عمل كرده بود بمانم كه در فواصل مرتب چشم را معاينه كند تا اگر انبساط وانقباض در بخيه هاى داخل قرنيه روى داده باشد آن را ترميم وتدارك كند وضمنا تاريخ عمل چشم چپم را نيز معين سازد .
--> ( 1 ) اين كلمه كه پارسى ناب فصيحى است ودر غالب فرهنگ ها هم مذكور است به معنى نگرانى وهيجان است كه در لسان محاوره خراسانيان رايج ومصطلح است .